شخصی

منا غرق ماتم

گؤز یاشینا باخان اولسا قان آخماز 

انسان اولان ، خنجر بئلینه تاخماز

امّا حیف کور توتدوغون بوراخماز

بهشتیمیز جهنّم اولماقدادیر

ذیحجّه میز محرّم اولماقدادیر

 

داغی که در منا بر سینه هر ایرانی نشست ده ها سال سنگینی خواهد کرد و این فاجعه دلیلش هر چه که باشد. ایرانی را به ماتم و عزا کشید. همه بهت زده و هرسان تا به هم می رسند درد دلی کرده و متفقا بر این باوراند که کارشکنی رخ داده  و ای کاش دولت مردان به طریقی تلافی نمایند ملتی که همه یک صدا و یک دل شده است و این درد مشترک تقریبا همه اختلاف ها و سلایق را به سایه برده،

می خواهم تصور کنم که چطور این همه انسان که هر یک علاوه بر ارزش انسانی خود ، فرهیخته ای یوده اند و افتخاری برای جامعه ، چگونه در غربت یک به یک به دعوت معبود خویش لبیک گفته اند؛ تشنه و عطشان نغمه یاحسین بر لب آخرین ملکولهای اکسیژنی را که در آن آفتاب داغ و سوزان حجاز ، زیر آن همه دست و پا ، تنفس می‌کردند که شاید فرصتی برای گفتن شهادتین پیدا نکرده‌اند و چه ناجوانمردانه آسفالت داغ منا پوست  بدن‌های عریان عزیزانمان را به گروگان گرفته  و تن شریف حاجیان مجروح و شرحه شرحه به وطن بازگشت .

دیشب بطور اتفاقی چشمم به سوگ نوشته‌هایی افتاد که مربوط می‌شد به مدیر و معلم زحمت کشمان که پس از سالها تلاش پیامبر گونه با اندک پس اندازی توانسته بود سوی خانه خدا رهسپار شود. و در جهت تکمیل دین خود پس از آن همه سال مجاهدت در راه تعلیم و تربیت فراغتی داشته باشد که با خدای خود خلوت کند، اما صد افسوس که تن بی جانش را برای چشم براهانش فرستاد و روح پاکش را به سوی پروردگارش کوچ داد .

دیگر هیچ کس مثل سابق مشتاق ریسه بستن و پارچه نوشته بر دیوار زدن نیست، کشوری عزا دار شهادت غریبانه نزدیک 450 نفر از هموطنانمان است.

خدایا تو شاهد باش که ما اسماعیل‌هایمان را با اشتیاق به قربانیت فرستادیم.

خدایا تو شاهد باش که شیعیانت تشنه لب به دعوتت لبیک گفتند.

خدایا تو شاهد باش که محرم امسال حسینی تر از سالهای پیش خواهد شد.

لبیک اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمه لک و الملک، لا شریک لک لبیک.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 9:45  توسط فرهاد حسنی  |